ماه مبارک رمضان92.4.19

دختر گلم امروز همه ی مسلمانها به یه مهمونی بزرگ و قشنگ دعوت شدن که میزبان این مهمونی خدای بزرگ و این مهمونی تا 1ماه ادامه داره و در خانه خدا به روی همه بازه تا هرکسی دوست داره به این مهمونی بره.امروز ماه مبارک رمضان شروع شد و منم تصمیم گرفتم البته اگه خدا کمک کنه این 30 روز روزه بگیرم پارسال توی همچین ماهی یادش بخیر
من باردار بودم چقدر شله زرد و زولبیا بامیه بابایی برام میخرید میاورد و میگفت بخور بخور تا به سارینا برسه از همون موقع فقط هوای تورو داشت به ظاهر به من میرسید و میگفت بخور بخور که من بخورم بیاد اون داخل برای تو
و اگه هم نمیخرید خودم میرفتم میخریدم بابام بگو چقدر شله زرد میاورد وای الان کلی هوس کردم

ولی سارینا کلی یادش بخیر عزیزم واقعا من عاشق دوران بارداریم بودم چون تو واقعا دخمل شیطون و ورووجک و خوبی بودی و اصلا من اذیت نکردی الان بذاریم حاضرم شونصدتا برات خواهر و برادر بیارم بشرطی که مثل تو اون داخل اذیتم نکنن



آخه خدایی کی بدش میاد هرچی میخاستم توی 1سوت آماده بود و هرجا میخاستم باید میبردم منظورم بابای بدبخت بیچارت
وای الانم مثل شله زرد کلی هوس کردم تا برات یه آبجی ویا داداشی بیارم برات 
ولی نه نه نه نه نه نه نه نه نه ................
من فقط سارینا رو میخام خدا خودش این میدونه





ماه مبارک رمضان92.4.19
